معلق در شالیزار
کلبه ممکن است در دور افتاده ترین نقاط جهان باشد اما در عین دوری، نوعی نزدیک شدن را فراهم می کند. نزدبک شدن به عالم
کلبه در زیر آسمان است و به سوی آسمان گشوده شده است. و در شاعرانه سکنی گزیدن انسان امکان می یابد تا در زمین به آسمان بنگرد
سکونت در میان چشم اندازی دل انگیز از دگرگونی فصل ها. تماشای رقص باد در میان شالیزار از کنار شومینه ی چوبی. باران های ناگهانی و رویش دوباره ی میوه ها بر درختان و ناظری که خود بخشی از این دگرگونی است.
در کلبه، زندگی و امور عادی سر از وسط کار روستاییان در می آورد. آنگاه که روستایی با دستان خود نشا می کارد دست ها در این سکنی گزیدن، حالتی باستانی و شفابخش پیدا می کنند
کلبه جایی نیست که خسته از کار برای سکنی گزیدن به آن بیاییم و از جنس تنهایی نیست. بلکه امکانی است برای خلوت گزینی خلوت گزینی قدرت اصیل خاصی دارد که ما را پراکنده نمی کند
کلبه مرزهای آشکارگی ذات سکنی گزیدن است.